Unit 8: Tourist attraction

Persian English
دیدن مناظر sightseeing
مسافرت یا پیاده روی در مناطقی مثل county side و hill backpacking
سفرهای نسبتا دشوار با پا،  مثل کوهستان و جنگل trekking
سفر یا اردو جهت مشاهده یا شکار حیوانات در زیست بوم خودشان safari
شمالی، وابسته به قطب شمال arctic
قطب جنوب، وابسته به قطب جنوب antarctic
سفر دریایی cruise
دستیابی و موفقیت در چیزی با effort و courage و skill achievement
تنوع، نبود uniformity variety
محیط environment
معماری architecture

Reading

Persian English
قاره continent
علمی scientific
اکتشاف مناطق unfamiliar exploration
چشم انداز landscape
توافق agreement
مذهب religion
منطقه region
گسترش یافتن expand
فرود آمدن، به خشکی رسیدن، پیاده شدن land
هر چند تا … که as many as
اثرات impacts
سند، مدرک evidence
available within reach
منطقه بی نظیر و خالی از سکنه wilderness
free time leisure
مناسب suitable
منطقه ای که زندگی در آن harsh و difficult باشد inhospitable
ارقام سالانه annual figures
وجود دارد exist
to some extent، not completely partly
طولانی شدن lengthening
سبب وقوع امری شدن bring about
دو برابر twice the number
دریایی marine
ورود arrival
رکود اقتصادی، نزول downturn
شکننده fragile
هواپیما aircraft
ماشینهایی با چرخ مخصوص برای حرکت در برف، موتور چهار چرخ all-terrain vehicles
تا اینجا، تا این درجه so far
توانا capable
تا up to
تقریبا roughly
ارش، قدیمی، بزرگتر senior
اجرایی executive
خراب کردن deteriorated
نظرسنجی survey
قانون، تنظیم regulation
قبول کردن، اتخاذ کردن adopt
طرح پیشنهادی proposal
کشتی vessel
قاره continent
فرود آمدن، به خشکی رسیدن landing
گارد ساحلی coastguard
نجات rescue
سفر، اردو expedition
شمالی ترین northernmost
پوشش coverage
نفوذ کردن influence
گرفتاری plight
منظورش گذر سریع زمانه clock is ticking
منظورش اینه کمتر پیش میاد تو یه هفته یه داستان جدید پیش نیاد rarely a week passes …
تصدیق کردن acknowledge

Vocabulary

Persian English
استخراج کردن، خلاصه extract
شناختن identify
هویت identity

Speaking

Persian English
فضای آزاد بیرون outdoor
بقا survival
شیرجه رفتن، غواصی کردن dive
گنجینه ها treasures
ویرانه ها ruins