معنی لغت
تلفظ و ادا کردن واضح چیزی articulate
طرز گفتار، تلفظ شمرده articulation
زیست شناس biologist
زیست شناسی biology
بیولوژیکی، زیستی biological
به لحاظ بیولوژیکی biologically
عمدی deliberate
از روی عمد، عمدا deliberately
سیاحت کردن، کاوش کردن explore
کاوش، سیاحت exploration
جستجوگر، سیاح explorer
اکتشافی exploratory
مجذوب شدن intrigue
مجذوب، علاقه مند intrigued
fascinating، جذاب intriguing
به طور جذاب intriguingly
سرچشمه گرفتن originate
مبدا origin
سازنده، موسس originator
اصلی original
در اصل، در ابتدا originally
وزن، الگوی تکراری منظم rhythm
دارای وزن و آهنگ rhythmic
به صورت ریتمیک با الگوی تکرار مشخص rhythmically
سختی کشیدن یا مردن بر اثر hunger starve
گرسنگی شدید starvation
گشنه starved
حس رنج بردن از گرسنگی starving
نماد چیزی بودن، حاکی بودن از symbolize
نماد، نشان symbol
استفاده از نمادها جهت نمادگذاری symbolism
نمادین symbolic
به طور نمادین symbolically
منحصر به فرد بودن، یگانگی uniqueness
یگانه، بی همتا unique
به شکل و طریق بی همتا uniquely
باستانی ancient
حک شده carved
غار cave
اتاق بزرگی که برای مصارف رسمی با رویداد عمومی استفاده میشه chamber
قضاوت صحیح commonsense
خالی از تبعیض indiscriminate
جواهرسازی، جواهر فروشی jewelry
چندگانه multiple
داشتن possess
حضور presence
اولیه primary
گلو throat
زبان tongue
لفظی، شفاهی verbal