ایگور آنسوف، پدر مدیریت استراتژیک، در ۱۲ دسامبر (۲۲ آذر) سال ۱۹۱۸ در شهر ولادیووستوک روسیه، از مادری روسی و پدری امریکایی متولد شد. پدر آنسوف یک دیپلمات بود. آنسوف ۱۸ سال اول زندگی اش را در روسیه گذراند تا اینکه در سال ۱۹۳۶ به نیویورک آمد و در رشته ی ریاضی مهندسی و فیزیک تحصیل کرد. وی در سال ۱۹۵۰ به شرکت رند ( Rand) پیوست که در آن زمان یکی از تأثیرگذارترین تولیدکنندگان فکر در جهان بود. آنسوف در این شرکت راه حلهایی استراتژیک برای مشکلات ناتو ارائه داد که این راه حلها بعدها به نظریات مورد استفاده در کسب و کار تبدیل شدند.

او سپس به شرکت لاکهید که یک شرکت هوایی بود پیوست و تا سال ۱۹۶۳ که فعالیت دانشگاهی خود را آغاز کرد، در آن شرکت ماند و به سمت نایب رئیسی رسید. آنسوف فعالیت دانشگاهی خود را در انستیتو تکنولوژی کارنیج در پیستبورگ آغاز کرد و سپس دانشکده ی مدیریت را در دانشگاه | واندر بیت در ایالت تنسی امریکا تأسیس کرد.

کتاب آنسوف در سال ۱۹۶۵ درباره ی استراتژی سازمانی، اولین کتابی بود که به طور اختصاصی درباره ی این موضوع نوشته شد. هنری مینتزبرگ که یکی از منتقدان همیشگی آنسوف است، از این کتاب به عنوان “دقیقترین مدل برنامه ریزی استراتژیک” در ادبیات این رشته یاد می کند.

هر چند هدف اولیه ی این کتاب تنها تولید الگویی بود که بهترین پتانسیل را برای تحقق اهداف شرکت ارائه دهد، اما خیلی زود جزئیات خیلی بیشتری به آن اضافه شد و فرایندها و فهرست هایی تهیه شد تا به مدیران برای رسیدن به تصمیمات استراتژیک کمک کند.

آنسوف آنقدر محو تحلیل و بررسیهای استراتژیک شد که خودش اذعان کرد خیلی از مواقع دچار فلج ناشی از تحلیل می شد و به همین دلیل در کارهای بعدی اش از این روش سفت و سخت فاصله گرفت و به دنبال راههایی برای منعطف کردن فرایند برنامه ریزی گشت. در همین زمان بود که او جستجو برای پیدا کردن نسخه های جهانی مدیریتی را رها کرد و به این باور رسید که هر سازمانی باید تصمیمات استراتژیک را خودش اتخاذ کند، تصمیماتی که وابسته به محیط منحصر به فرد همان شرکت هستند. آنسوف تصمیم گیری مدیریتی را به سه دسته تقسیم کرد:

  • استراتژیک
  • اجرایی
  • عملیاتی

بسیاری از متفکران پس از آنسوف از همین تقسیم بندی استفاده کرده اند. آنسوف روی بسیاری از متفکران پس از خود تأثیر گذاشته که از برجسته ترین آنها می توان به مایکل پورتر، گری همل، پراهالد و تام پیترز اشاره کرد. مناظرهی آنسوف و هنری میتزبرگ، یکی از داغترین مناظرات میان دو متفکر مدیریت بوده است. در این مناظره، میتزبرگ اتکای بیش از حد آنسوف به برنامه ریزی در مباحث استراتژیک و رویکرد تحلیلی وی را بارها مورد انتقاد قرار داد.

آنسوف در سال ۱۹۷۴ به بروکسل نقل مکان کرد و در انستیتوی مطالعات پیشرفته ی مدیریتی در اروپا مشغول به فعالیت شد. او این دوره از زندگی اش را مهمترین مرحله ی توسعه ی فکری خود نامیده است. تجربیات وی در این انستیتو در سال ۱۹۷۹ به تأليف كتاب “مدیریت استراتژیک منجر شد. آنسوف در سال ۱۹۸۳ به آمریکا بازگشت و به عنوان استاد مدیریت استراتژیک، در دانشگاه بین المللی ایالات متحده مشغول فعالیت شد. او همچنین کسب و کار مشاوره ای خود را در سن دیگو راه اندازی کرد. وی در ۱۴ ژولای سال ۲۰۰۲، در همین شهر جان باخت.

ماتریس آنسوف ماتریس آنسوف یکی دیگر از خدمات این متفکر بزرگ به علم مدیریت، بویژه مدیریت استراتژیک است. این ماتریس ۲×۲ که هنوز هم از محبوبیت خاصی برخوردار است، به شرکتها کمک می کند تا به درک درستی از میزان ریسک در استراتژیهای رشد خود دست پیدا کنند. ماتریس آنسوف به این شکل است:

 

 

خدمات بی بدیل آنسوف به حوزه ی مدیریت استراتژیک باعث شد جایزه ی ایگور آنسوف از سال ۱۹۸۱ در کشور هلند طراحی شود. این جایزه که یکی از معتبرترین جوایز هلند است، به تحقیقات برتر در حوزه ی برنامه ریزی مدیریت استراتژیک تعلق می گیرد. انجمن مدیریت استراتژیک ژاپن نیز جایزهای سالانه با نام جایزه ی ایگور آنسوف دارد. بورس MBA آنسوف در دانشگاه واندربیت نیز مؤید ارزش و اعتبار این متفکر بزرگ مدیریت است.

 

 

 

منبع: دوماهنامه‌توسعه‌مهندسی‌بازار